تبلیغات
کلینیک مجازی مشاوران و روانشناسان برتر - مطالب تجربه شخصی درمانگران

کلینیک مجازی مشاوران و روانشناسان برتر

www.Ravanshenasii.ir

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 01:18 ق.ظ


به گفته دبورا ریچاردسون، استاد روانشناسی در دانشگاه جورجیا رجنتس امریکا، “آن کسانی که باید از آنها بترسیم غریبه ها نیستند بلکه نزدیکترین و عزیزترین کسان ما هستند!”

به گزارش نوروسافاری از مدیکال دیلی، ریچاردسون پس از تحقیق و مشاهده دقیق، در نهایت ثابت کرد که ضرب المثل قدیمی،  “همیشه به کسی که عاشقشی صدمه می زنی” نه فقط از نظر احساسی بلکه از نظر علمی هم درست است. با این حال، هنوز رمز و راز و علت این مساله به درستی روشن نیست.

 علم می گوید درست است

او اسم این پدیده را “پرخاشگری روزمره” گذاشته و می گوید که در واقع کسانی که نزدیکتر به قلب ما هستند قادر به وارد کردن آسیب بیشتر از طریق کلمات و اعمال نیز هستند. محققین در این مطالعه سابقه پرخاشگری روزمره را  از سال ۱۹۷۴ تجزیه و تحلیل کرده و نتایج مطالعه در  Current Directions in Psychological Science منتشر شده است. ریچاردسون اذعان می کند که این حیطه دشواری برای مطالعه است از آنجا که ما همیشه از نیت خود آگاه نیستیم. به عنوان مثال مردم به خود نمی گویند که ” من واقعا متنفر هستم از این شخص بنابراین الان میرم یک سری شایعه در موردش پخش می کنم!”.  بنابراین در این مطالعه او تنها قادر به سنجش پرخاشگریهای آگاهانه بوده است. با این حال، ریچاردسون اطلاعات زیادی نیاز نداشت تا به این نتیجه ای برسد که ما همیشه گمان می کردیم اینگونه باشد: “ما نسبت به کسانی که عشق می ورزیم بدجور بی رحمیم!”

نویسنده : محسن حاجی شیخی
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 03:34 ب.ظ

در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.

وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : دوشنبه 15 تیر 1394 02:31 ب.ظ

بسیاری از مردم نمی‌دانند با احساسات ناخواسته خود چگونه برخورد کنند و در مهار آن دچار مشکل می‌شوند، اما اگر بتوانیم از عهده آنها بخوبی برآییم، خود و نیازهایمان را بدرستی می‌شناسیم و در عین حال که قوی و با اعتماد به نفس خواهیم شد، می‌توانیم با دیگر افراد جامعه و رویدادهای زندگی ارتباط خوب و موثری برقرار کنیم.



کنترل نکردن احساسات منفی، بسرعت ارتباط ما با دیگران، شغل و حتی سلامت‌مان را 
به خطر می‌اندازد. به طور مثال، کسانی که بخوبی از پس مهار اضطراب خود برمی‌آیند، 
علاوه بر این که به دیگران آرامش می‌دهند و با آنها ارتباط خوبی دارند، از سیستم ایمنی قوی‌تری برخوردارهستند،کمتر بیمار می‌شوند و دیرتر از بقیه به پیری می‌رسند.
رایج‌ترین احساسات منفی، ناامیدی و رنجش، نگرانی و ناآرامی، خشم، بیزاری، اندوه و دلشکستگی است. در این مطلب برای مهار هر احساس، ترفندی آورده شده که می‌تواند برای مقابله با آن به شما کمک کند.
تاریخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 12:58 ب.ظ


مقصد را مشخص کنیدهر آن‌چه که همواره در فکر آن هستید، در زندگیتان رخ می‌دهد. بیشتر مردم، به‌جای این‌که در مورد آن‌چه می‌خواهند، فکر کنند؛ همواره در حال تفکر درباره
ٔ آن‌چه نمی‌خواهند هستند. به‌نظر من، یکی از مشکل‌های اصلی همهٔ ما، این است که هدفمان را در ذهن، خلق نمی‌کنیم. اگر ندانید که به‌طور واقعی چه‌می‌خواهید، چه‌طور می‌توانید آن را به‌دست آورید؟ اگر ندانید می‌خواهید کجا بروید، چه‌طور می‌فهمید چه‌زمانی به آن‌جا می‌رسید؟
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 05:15 ب.ظ


 در زندگی با «بایدها» و «نبایدها»یی در اطراف خود مواجه می شوم که دنبال کردن برخی از آنها برایم همیشه سخت بوده است. «تو باید بهترین باشی!» و «تو نباید اشتباه کنی!»، شاید مهم ترین آنها باشد. این دو قانون لازم الاجرا موجب شده همیشه در پی فتح کوه های بدون قله باشم!
از خود می پرسم واقعاً چه کسی بهترین است(در هر زمینه ای که در نظر بگیرید)؟! یا چه کسی تا به حال در زندگی اشتباهی مرتکب نشده است؟! اما جوابی برای این سؤال ها نیافته ام. اگر کسی جوابی پیدا کرد، من را مطلع سازد.


 
پس بهتر است اگر بنا به مقایسه است، خویشتن را با خودم مقایسه کنم، نه با فرد دیگری؛ که مقایسه با دیگران همان تلاش برای بهترین شدن را در پی دارد(بهترین باش)که وقتی با شکست مواجه می شود،«پیام اشتباه نکن» را تداعی می کند و این «دلسردی» را در پی دارد؛


حالتی که مشابه با کوهنوردی است که در پی فتح کوه های بدون قله است.پس تلاش می کنم؛ اگر هم در این مسیر اشتباهی مرتکب شدم، ضمن عبرت گیری از اشتباهاتم دوباره تلاش کنم.در واقع اشتباه جزئی از یادگیری است و من در پی یادگیری هستم. من انسانم و یک فرشته نیستم.

نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 10:48 ق.ظ

وقتی دچار خستگی روحی ( ملالت) هستید ،هرشرایطی می تواند باعث خستگی تان شود! کار:خسته کننده است. مدرسه: خسته کننده است.رفت و آمد با قطار به ایستگاه :خسته کننده ،خسته کننده، خسته کننده است.
تاریخ : سه شنبه 9 تیر 1394 02:41 ب.ظ
نگاره اصلی در مدلهای شناختی اختلالهای هیجانی، این انگاره است که آن چه مسئول ایجاد هیجانهای منفی از قبیل اضطراب، خشم یا غمگینی است، خود رویدادها نیستند بلکه انتظار و تفسیر افراد از آن رویدادهاست. در اضطراب، تفسیر و یا دریافتهای شناختی مهم، به خطر فیزیکی و یا روانی- اجتماعی، ارتباط می یابند.
زمانی که ترس از یک سوءادراک برمی خیزد، پاسخهایی که بوسیله برنامه اضطرابی فعال می شوند، تناسبی با موقعیت ندارند. به علت وجود ارتباط متقابل بین خطر احساس شده و نشانه های اضطراب، قسمت مهم رفتار درمانی شناختی، به ترس هایی مربوط به نشانه های جسمی، رفتاری و شناختی اضطراب، اختصاص پیدا می کند.
نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : سه شنبه 9 تیر 1394 11:18 ق.ظ

کمرویی نوعی معلولیت اجتماعی است و اگر درمان نشود ممکن است به صورت بیماری در آید .کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که شخص دچار نوعی تنش روانی –عضلانی میشود و رفتارهای غیر عادی از او سر میزند.بعضی فکر می کنند کمرویی افراد نشانه ادب ومتانت و سنگینی آنهاست و کمرویی را برای دختران نشانه عفت وحیا می دانند در صورتی که کمرویی برای هر دو جنس یک معلولیت اجتماعی است .
نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : یکشنبه 7 تیر 1394 09:07 ق.ظ

با خودمان صادق باشیم ،مهم نیست که دیگران چه فکری درباره ما می کنند، آنطور که دوست داریم زندگی کنیم تا به معنای واقعی شاد باشیم 

 صداقت با خویشتن 
برای خودتان زندگی کنید نه برای دیگران. اجازه ندهید که مورد قضاوت قرار گرفتن، طرد شدن و دوست نداشته شدن باعث شود که شما خودتان نباشید(سونیا پارکر) 

نویسنده : افسانه حسینی
تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 12:41 ب.ظ


اگر دنبال آرامش در زندگی می‌گردید باید استرس را کنار بگذارید چرا که استرس و آرامش دو روی یک سکه هستند که هرگز با هم و کنار هم قرار نخواهند گرفت. شاید بگویید مگر استرس داشتن یا نداشتن انتخاب خود ماست که هر زمان خواستیم آن را کنار بگذاریم؟...
واقعیت این است که اگرچه استرس مهمان ناخوانده‌ای است که روح و روان ما را می‌آزارد اما مهمان ناخوانده بودنش دلیل بر این نمی‌شود که به راحتی آن را بپذیریم و برای رسیدن به آرامش تلاشی نکنیم. یادمان باشد اگر استرس را در مراحل اولیه جدی نگیریم و استرس داشتن جزیی از زندگی ما شود آن وقت است که دیگر به راحتی روی آرامش را نخواهیم دید چرا که استرس در مراحل شدید آن می‌تواند به اختلال‌های روان‌پزشکی منجر شود و برای خلاصی از دستش به مداخلات درمانی یک روان‌شناس یا روان‌پزشک نیاز خواهید داشت. اما اگر استرستان شدید نیست و گاه و بیگاه زندگی‌تان را تلخ می‌کند و آرامش را از شما می‌گیرد ما برایتان چند توصیه کوتاه اما کاربردی داریم.

زمان را مدیریت کن :
برخی از ما عادت کرده‌ایم همه کارهایمان را دقیقه 90 انجام بدهیم و توجیه ما هم مشغله‌های زیاد زندگی است، در حالی که فقط کافی است همه کارها را به‌ موقع انجام دهیم و البته در حد توانمان مسئولیت قبول کنیم. یک فهرست از کارهای روزمره‌تان تهیه و براساس اهمیت آنها را اولویت‌بندی کنید. کارهای مهم‌تر را زودتر انجام دهید و کارهای کم‌اهمیت‌تر را به زمان دیگری موکول کنید. مدیریت زمان آرامش را به شما هدیه می‌دهد.

ورزش کنید و باز هم ورزش کنید :
همانطور که همه می‌دانیم هنگام ورزش موادی مانند سرتونین، اندروفین و... در بدن ما ترشح می‌شوند که در کنار تاثیر بر پیشگیری از بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی، باعث افزایش نشاط و آرامش در انسان شده و اندوه و استرس را از او دور می‌کنند. پس همین امروز تصمیم بگیرید و اگر وقت و هزینه رفتن به سالن ورزشی را ندارید و حال و حوصله تنها در خانه ورزش‌کردن را هم ندارید با یک دوست قرار بگذارید و هر روز یا یک روز در میان نیم ساعت پیاده‌روی کنید.

عینکتان را عوض کنید :
برخی از ما عادت کرده‌ایم همیشه نالان و گله‌مند باشیم و همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینیم. مثلا از بهار فقط حساسیت فصلی آن توجه‌مان را جلب می‌کند، نه شکوفه‌های زیبا را می‌بینیم و نه به لطافت هوا توجه می‌کنیم. این نوع نگاه 2 عیب دارد؛ اول اینکه به خاطر توجه زیاد به کاستی‌ها مدام خود را در معرض استرس قرار می‌دهیم و دوم اینکه زیبایی‌هایی را که می‌توانند منجر به آرامش ما شوند، نادیده می‌گیریم. حال انتخاب با خود شماست؛ هم می‌توانید از بارش باران عصبانی یا ناراحت شوید و هم می‌توانید چتری بردارید، زیر باران قدم بزنید و با گوش سپردن به نوای قطرات باران آرامش را تجربه کنید.

از دیگران کمک بخواهید :
چند کار ریز و درشت روی سرتان ریخته و حتی تهیه فهرست اولویت‌ها هم به شما کمکی نمی‌کند و زمان برای انجام آنها کم می‌آورید؟ اگر به هیچ عنوان نمی‌توانید قید انجام برخی از این کارها را بزنید، بهترین کار این است که از دیگران کمک بخواهید. نگران نباشید، با درخواست کمک از دیگران غرورتان جریحه‌دار نمی‌شود و فراموش نکنید گاهی اطرافیانتان از اینکه بتوانند کمکی به شما بکنند بسیار هم خوشحال خواهند شد، به طور مثال اگر این آخر هفته کلی کار نیمه‌تمام را باید انجام بدهید و حتما باید تا شنبه همه آنها را به رییستان تحویل بدهید، تنها کافی است تلفنی از مادر یا خواهر خودتان یا همسرتان بخواهید که بچه‌ها را نگه‌دارند. با این روش شما می‌توانید نفس راحتی بکشید و با آرامش خیال کارهای عقب‌افتاده را انجام دهید.

سالم زندگی کنید :
اگر از آن گروه انسان‌هایی هستید که هر اندازه استرس زندگی‌تان بیشتر می‌شود پک‌های محکم و بیشتری به سیگارتان می‌زنید، مراقب باشید چرا که این سبک زندگی نه‌تنها آرامش را به شما باز نمی‌گرداند بلکه بیش از پیش آن را از شما می‌گیرد. بهتراست عادت‌های سالم تری را انتخاب کنید؛ مثلا نوشیدن یک دمنوش گیاهی آرام‌بخش را امتحان کنید، کمی بخوابید، به سفر بروید یا از همه ساده‌تر با یک دوست قرار بگذارید و در دنیای واقعی (و نه مجازی) لحظاتی را با او بگذرانید حتی می‌توانید کمی هم درد‌دل کنید.

زمانی برای آرامش :
کار، کار، کار، اگرچه شاید کار بیشتر به معنای درآمد بیشتر باشد اما کار بیش از حد به مرور زمان روان و جسم شما را فرسوده می‌کند و همه ما باید لحظاتی را برای خودمان و خانواده‌مان اختصاص دهیم تا در کنار آنها لذت و آرامش زندگی را تجربه کنیم حتی اگر این امر به معنی کمی درآمد کمتر باشد.
تاریخ : شنبه 30 خرداد 1394 10:56 ب.ظ

از مارك‌ تواین نقل است كه گفته است وقتی مقرر شده باشد که روزانه قورباغه ای را بخورید، اگر اوّل هر روز یك قورباغه را قورت بدهید، بعد از آن روزتان را با موفقیت تمام پشت سر خواهید گذاشت، چرا كه می‌دانید دشوارترین كاری كه ممكن بوده در تمام روز رخ دهد، اتفاق افتاده است.
تمثیل خوردن قورباغه در زندگی روزانه ما به معنی سخت‌ترین كاری است كه باید انجام دهیم، كاری كه خیلی راغب به انجام دادنش نیستیم و دائماً آن را به تعویق می‌اندازیم و از انجام دادنش طفره می رویم، اگرچه می‌دانیم كه باید در نهایت انجام دهیم. همچنین كاری است كه می‌دانید انجام آن اثر مثبت و خوبی بر زندگی شما خواهد داشت و نتایج خوشایندی برایتان به ارمغان می‌آورد.
اولین قانون قورت دادن این نوع قورباغه‌ها این است كه اگر قرار است دو تا قورباغه را قورت بدهید،‌اوّل قورباغه بزرگتر و زشت‌تر را بخورید. دومین قانون خوردن قورباغه‌ها اگر قرار است كه قورباغه زشتی را زنده زنده بخورید، این است كه تمام روز آن را نگذارید و به آن زل بزنید. همان اوّل صبح بخورید و هرچه سریعتر كار را تمام كنید. در اینجا 12 قانون خوردن قورباغه (انجام كارهای دشوار و نه چندان دلپذیر) را توضیح می دهم. البته شاید برخی از آنها را قبلاً شنیده باشید.

میز خوردن قورباغه را شب قبل و . آماده كنید
تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 04:11 ب.ظ

چگونه دست زدن به بازی سرزنش دیگران (افراد، شرایط، حوادث، شانس، …) می‌تواند شادمانی و خشنودی ما را تهدید كند؟

یكی از مخرب‌ترین مشغولیت‌های انسان انجام «بازی سرزنش» است. این بازی باعث به وجود آمدن وقایع و درگیری‌های بزرگی همانند جنگ‌ها، دعواها و منازعات تأسف‌بار خیابانی و در طیف وسیع‌ترش درگیری در روابط بین فردی (اعم از درگیری‌های خانوادگی، اجتماعی، شغلی) و میزان زیادی از ناكامی‌ و ناخشنودی در زندگی انسان‌ها بوده است. بازی سرزنش معمولاً شامل سرزنش كردن یا مقصر قلمداد كردن دیگران، وقایع، شرایط و رخدادهایی كه به نظر ما نامطلوب و ناخوشایند می‌آیند و تأكید بر مقصر بودن، عوامل بیرونی است، به جای آن كه بطور فعّال در پی آن باشیم كه دست به تغییراتی بزنیم، یا اقداماتی انجام دهیم كه شرایط و وضعیت را بهبود بخشد. از دیدگاه شناختی نیروی محركه و برانگیزانندة این بازی چهار باور غیرمنطقی فرد است:

1 ـ اگر كسی اشتباهی مرتكب شود یا اشتباهی رخ دهد (یا اگر امور آنگونه كه باید پیش نرود) آنگاه كسی به غیر از خودِ من باید به عنوان عامل مقصد شناسایی شده و برای این اتفاق یا شرایط پیش آمده مورد سرزنش قرار گیرد.

2 ـ اشتباه و خطا (یا بدكاری) این فرد (یا افراد) مقام احترام و شأن و منزلتی كه به عنوان یك انسان دارا بوده را از  آنها سلب می کند.

3 ـ بنابراین كاملاً مجاز است با او (یا آنها) به گونه‌ای كه شایسته آن  هستند رفتار شود، رفتارهایی مانند نادیده گرفتن، فحاشی، قهر و یا در موارد افراطی‌تر كتك زدن یا زد وخورد فیزیكی.

 4 ـ من نباید برای شرایط / موقعیت / رویداد پیش‌آمده هیچ مسئولیتی بپذیریم ـ یا مسئولیت زیادی متوجه من نخواهد بود ـ چرا كه پذیرفتن این مسئولیت و این‌كه من هم سهم دارم، به این معنا خواهد بود كه من نیز احترام انسانی خودم را از بین برده و بنابراین من هم مستحق مزمت و برخورد منفی خواهم بود.